هر فناوری به غایت پیچیده‌ای از جادو قابل تشخیص نیست.  -  آرتور سی. کلارک (Arthur C. Clarke)
کامپیوترهای آینده بیش از یک و نیم تن وزن نخواهند داشت.   -   مجله ماشین‌های محبوب 1949 (Popular Machines)
بی‌خطا بودن ، زیستنی است بی‌معنا  ، نه جدالی، نه لذتی    -    برایان پورتر (Brian M. Porter, 1998)
1) اگر چیزی هست و می‌بینی‌اش، واقعی است.    2) اگرچیزی نیست ولی می‌بینی‌اش، مجازی است.   3) اگر چیزی هست و نمی‌بینی‌اش، شفاف است.   4) اگر چیزی نیست و تو هم نمی‌بینی‌اش، خوب حتما پاکش کرده‌ای!  -  ناشناس
علم هیچ‌گاه گمانه‌زن نیست؛ بلکه نظریه را به کار می‌گیرد تا نقطه‌ای برای جستجو نشان دهد، اما هیچ‌گاه نظریه‌ای را به مثابه یک گزاره اثبات‌شده نمی‌پذیرد.     کلیولند ابی (Cleveland Abbe)
ریبوت کردن کامپیوتر داروی شگفت‌انگیزی است؛ تقریبا هر دردی را درمان می‌کند.   -   گارت هیزل (Garrett Hazel)
اهمیت توانایی درک یا تفکر به‌گونه‌ای دیگر، از دانشی که از این راه کسب می‌شود، بیشتر است.            دیوید بوهم (David Bohm)
در بیشتر موارد، اشکال از شیوه تفکر افراد است، نه فناوری.  -   کریسفوتر جی. بوشولتز (Christopher J. Bucholtz)
یک «برند» برای یک شرکت، مثل خوشنامی برای یک شخص است و خوشنامی با تلاش برای انجام درست کارهای سخت به دست می‌آید.  -  جف بزوس (Jeff Bezos)
ارتباط دایم با کامپیوتر، ریاضی‌دان‌ها را به یک تایپیست ساده تبدیل می‌کند و برعکس!  -  آلن پرلیس (Alan Perlis)
تركیب نرم‌افزارهای ابرسازمانی (enterprise) با شبكه‌ی اجتماعی (social networking) تركیب مفیدی را ارایه می‌كند كه به محوریت دانش در سازمان‌ها منجر می‌شود.

 مقدمه‌ی مترجم:

در كشور ما ابتدایی‌ترین و ضروری‌ترین سیستم‌های سازمانی وب‌محور، به عنوان نرم‌افزارهای كاربردی اصلی سازمان‌ها و شركت‌ها و هم‌چنین رابط عمومی آن‌ها با مشتریان و مردم، هنوز پدیده‌ای كمتر شناخته شده است و از دیدگاه مدیریتی هنوز لوكس محسوب می‌شود و خبری چندانی هم از معماری سرویس‌گرا (SOA) نیست. از سوی دیگر پیاده‌سازی و به ‌كارگیری شبكه‌ی اجتماعی (social networking) در محیط وب، كه در كشورهای پیشرفته با مشاركت دادن عموم در ارایه‌ی عملكردی قابل قبول و نتایجی كاربردی موفق عمل كرده است، از دیدگاه كاربردی و سازمانی، در داخل مرزها ناشناخته است. این دو مولفه در دنیای پیشروی صنعتی، كاربردی تركیبی (یا تركیبی كاربردی) پیدا می‌كنند.

value-of-social-networkingطبیعتا و سیستم‌های مدیریت محتوایی كه به صورت عرف جهت معرفی شركت‌ها و سازمان‌ها و ایجاد حداقل ارتباط با مخاطبان مورد استفاده قرار می‌گیرند و غالبا به عنوان وب‌محور شدن یك سازمان نیز مطرح می‌شوند، به هیچ وجه مد نظر مترجم نمی‌باشد. این وب‌سایت‌ها اصولا در رده‌ی نرم‌افزارهای كاربردی قرار نمی‌گیرند، مگر این كه رسالت سازمان از طریق آن‌ها محقق شود. یك نشریه‌ی الكترونیكی مثالی مناسب از مورد اخیر است و بدیهی است كه نرم‌افزار وب‌محور مورد استفاده در راستای ماموریت ناشر بوده و در صورتی كه سطح تماس مناسبی با مخاطب برقرار كند و بخشی از فرآیندهای کسب‌وکار خود را در آن به انجام برساند، سازمانی محسوب می‌شود.

مقاله‌ی حاضر نشان می‌دهد كه چه طور یك مقوله‌ی به نسبت جدید و غیرتجاری از فناوری اطلاعات می‌تواند در صنعت نرم‌افزارهای كاربردی مورد مصرف پیدا كند.

نه تنها چیزهایی كه می‌دانید، بلكه كسانی را هم می‌شناسید از اهمیت برخوردارند! این پیامی بود كه چندی پیش شركت BEA Systems با ارایه‌ی پروژه‌ی جنسیس (Genesis) به جهان داد. جنسیس راهی است برای گره زدن مدیریت فرآیند كسب‌و‌كار (Business Process Management - BPM) و معماری سرویس‌گرا با شبكه‌های اجتماعی‌ای كه تمركزشان بر بنگاه‌های اقتصادی معظم است. ممكن است عجیب به نظر برسد، ولی ابدا این طور نیست. معماری سرویس‌گرا اساسا برای یك‌ پارچه كردن نرم‌افزارهای كاربردی سازمان‌ها و منابع داده آن‌ها به كار می‌رود و می‌تواند دیوار بین سیلو‌های اطلاعاتی بی‌ربط به هم را از بین ببرد. در واقع مدیریت فرآیند کسب‌وکار گردش كار و ساختار را به لوله‌كشی معماری سرویس‌گرا تزریق می‌كند. به عبارت بهتر، معماری سرویس‌گرا بدون مدیریت فرآیند کسب‌وکار فقط یك شبكه است. در صورتی كه تركیب این دو است كه می‌تواند مشكلات کسب‌وکار را حل كند.

با این حال، نمی‌توان گفت «کسب‌وکار = معماری سرویس‌گرا + مدیریت فرآیند کسب‌وکار». این معادله عنصر سومی هم دارد: افراد. هر کسب‌وکاری به افرادی (مدیران) نیاز دارد كه تصمیم اتخاذ كنند و افراد (كاركنان) دیگری هم لازم دارد كه تصمیمات را اجرا كنند. بنابراین، صحیح‌تر است كه بگوییم «کسب‌وکار = معماری سرویس‌گرا + مدیریت فرآیند کسب‌وکار + افراد».

افراد را باید ساخت‌ نیافته‌ترین نوع داده‌ها محسوب كرد. همگی به دشواریِ یافتن و استخراج اطلاعات از منابع ساخت‌نیافته در سازمان‌ها واقفیم و می‌دانیم كه اطلاعات یك جایی هست ولی از این كه كجاست و درون چه نوع مستند یا فایل و با چه ساختاری ذخیره شده است، اطلاعی نداریم. گرچه موتورهای جستجوی درون‌سازمانی و سیستم‌های مدیریت محتوا (Content Management System - CMS) بخشی از مشكل را حل می‌كنند، ولی مبارزه‌ای كه پیش رو است هنوز سهمناك است. حال اگر افراد را نیز به معادله‌ی فوق اضافه كنیم، به خصوص در سازمان‌های بزرگ و گسترده، اوضاع وخیم‌تر هم می‌شود. مثلا، فرض كنید كه به تخصص خاصی در سازمان نیاز دارید، یا این كه در مورد پروژه‌ای كه در واحدی غیر از واحد خودتان در حال انجام است، ایده‌ی خاصی به ذهن‌تان خطور كرده و نیاز به مشورت دارید و یا قصد دارید فناوری یا ارتباطاتی كه در سازمان‌تان مورد استفاده قرار می‌گیرد بهبود بخشید؛ چه می‌كنید؟

در چنین وضعیتی، به خصوص اگر در سازمانی بزرگ و چند ملیتی هستید، احتمالا می‌دانید كه متخصص مورد نیازتان جایی از سازمان كار می‌كند، ولی نمی‌دانید كجاست و چطور باید به او دسترسی پیدا كرد. حتی نمی‌دانید كه چطور باید با او ارتباط برقرار كرد، چرا كه ممكن است حتی به زبان شما صحبت نكند. البته، ممكن است بتوانید نهایتا پاسخ پرسش‌های خود را پیدا كنید، ولی مسلما این امر مستلزم صرف زمان و استفاده از منابع است. ممكن است زمان مورد نیاز بیش از آن مهلتی باشد كه بازار رقابت به شما اجازه می‌دهد و یا دسترسی و استفاده از منابع گران‌تر از بودجه‌ی تعیین شده تمام شود.

كاری كه شبكه‌ی اجتماعی سازمانی می‌تواند انجام دهد، سرعت بخشیدن به دست‌یابی به منابع انسانی مورد نظر است. بنابراین، می‌توان سریع‌تر تصمیم گرفت یا از خبرگی مورد نیاز استفاده‌ی كارآمدتری نمود.

اغلب، مردم از فناوری شبكه‌های اجتماعی استفاده می‌كنند بدون این كه متوجه آن باشند. البته، اگر از خدماتی مانند وب‌سایت LinkedIn استفاده می‌كنید، مسلما از مشخصات این نوع خدمات آگاهید. ولی اگر برای یافتن فردی با مهارتی خاص، اطلاعیه‌ای روی تابلوی اعلانات داخلی یا خارجی نصب می‌كنید، نوع ناكارآمدی از شبكه‌ی اجتماعی را به خدمت گرفته‌اید. استفاده از ویكی‌ها نیز در زمره‌ی خدمات شبكه‌های اجتماعی به شمار می‌روند. اگر برای ارتباط با همكاران یا مشتریان از یك وب‌لاگ بهره می‌گیرید، باز هم سراغ شبكه‌ی اجتماعی رفته‌اید. حتی كار گروهی روی پروژه‌ای كه از طریق ابزاری مانند Lotus Notes یا Microsoft SharePoint به اشتراك گذاشته شده‌اند، نیز در این دسته قرار می‌گیرد.

با این كه BEA Systems در زمینه‌ی استفاده از شبكه‌ی اجتماعی در سازمان‌ها، تنها سخنگوی جمع نیست، ولی قدر مسلم، متقاعد كننده‌ترین چشم‌انداز در مورد تنیدن شبكه‌ اجتماعی در بافت کسب‌وکار را ارایه كرده است. پروژه‌ای كه این شركت عرضه كرده، از مصارف عادی و موردیِ موجود بسیار فراتر می‌رود و قطعا نتیجه‌ی كار و عملكرد شركت در این زمینه دیدنی خواهد بود.

 

شماره 00