جایکومار ویژایان
مترجم: رضا صادقی
بحران مالی اخیر در والاستریت ممکن است به یک نتیجهی خوب منجر شود: اقدام برای بهبود ابزارهای مدلسازی به طوری که به شرکتها در پیدا كردن نقاط مخاطره كمك كند؛ قبل از آن که خیلی دیر شود.
طمع و فقدان نظارت قانونی دو عاملی هستند كه در آشوب مالی اخیر وال استریت مقصر اصلی شمرده میشوند. در حالی كه بخشی از مشکل نوعا مربوط به فناوری اطلاعات است. این شامل تکیهی بیش از حد بر ابزارهای نرمافزاری مدیریت و مدلسازی خطر میشود. این ابزارها در بحران اخیر کار خود را (که پیشبینی میزان مخاطرهی برخی از سرمایهگذاریهای مالی جدید است) به درستی انجام ندادند.
در نتیجه انتظار میرود که اکنون سازمانها و موسسات خدمات مالی علاقهی بیشتری به ساخت یا خرید محصولات فناوری مدیریت مخاطرهی (risk) کارآمدتر نشان دهند. این علاقه از یک سو به خاطر چشم و همچشمی و رقابت با سایر سازمانها و موسسات است و از سوی دیگر برای کمک به خود این سازمانها برای هماهنگ شدن با قوانین و مقررات جدیدی که تصویب و اجرای آنها اجتنابناپذیر خواهد بود.
مدلهای مخاطرهی سرمایهگذاری معمولا هزاران متغیر دارند و نیازمند توان محاسباتی بالایی هستند. به عنوان شاهد میتوانیم آماری را که سازمان تحقیقات بازار (IDC) منتشر کرده است مثال بیاوریم. بنا به گزاش IDC هزینههایی که این قبیل سازمانها صرف سیستمهای كامپیوتری پربازده میکنند از ۱۶۹ میلیون دلار در سال ۲۰۰۳ میلادی به ۳۰۵ میلیون دلار در سال ۲۰۰۷ میلادی رشد صعودی داشته است.
در دورهی پیش از بحران مالی همچنان که پیچیدگی مدلها افزایش یافته، به همان اندازه اعتماد مقامات قانونی دولتی به آنها هم بیشتر شد. برای مثال در گزارشی از «نیویورک تایمز» میخوانیم که در یک ملاقات مخفیانه در آوریل ۲۰۰۴، کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا با اعتماد به قضاوت بانکهای سرمایهگذاری بزرگ به آسانتر کردن قوانین حدود وام رای داده است و قضاوت مدل كامپوتری در مورد ارزیابی مخاطرهی سرمایهگذاری را معیار قرار داده است. اما همان طور که رخدادهای اخیر نشان داد، چنین اعتمادی به فناوری اشتباه بوده است.
دنیس سانتیاگو (Dennis Santiago) (مدیر عامل و مدیر اجرایی Institutional Risk Analytics که یک شرکت مشاوره و سازندهی نرمافزار در کالیفرنیا است) میگوید بحران وال استریت، برخی از نواقص اصلی ابزار فعلی مدلسازی مخاطره و روشهای تحلیل داده را به وضوح نشان میدهد. به گفتهی وی اکنون به مدت یک دهه است که از همین ابزارها استفاده میکنیم. یکی از نتایج بارز بحران اخیر نشان دادن این موضوع است که شیوههایی مفید در مدیریت مخاطره برای چرخههای قدیمیتر کسب و کار، دیگر به خوبی گذشته کار نمیکند.
سانتیاگو به عنوان مثال به شیوههای پرداختی که شرکتها با استفاده از آن به مدلسازی مخاطرات مربوط به تراکنشهای سرمایهگذاری ساخت یافته میپردازند، اشاره میكند. وامهایی که بر اساس تاریخچهی گردش پول نقد یک شرکت به آن شرکت داده میشوند میتواند مثال خوبی از این سرمایهگذاریها باشد. عمدهی شیوههای آماری به کار گرفته شده در این مدلهای مخاطره، تقریبا به نحوی کورکورانه تهیه شده است. برخی از این سیستمها بر اساس این فرضیهی نادرست برپا شده است که «سیستم تا كنون درست کار کرده است، پس از این به بعد نیز درست كار خواهد کرد.» البته این فرض نادرست است که باعث میشود بسیاری از نهادها اعتماد خود را به چنین معاملاتی از دست بدهند.
به گفتهی سانتیاگو، آن چه اکنون لازم است سرمایهگذاری هر چه بیشتر در سیستمها و رویکردهای تحلیلیای است که بتوانند به مدلسازی مخاطرات حقیقیِ پیش روی شرکتهای سرمایهگذاری نزدیکتر شوند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|