1) اگر چیزی هست و می‌بینی‌اش، واقعی است.    2) اگرچیزی نیست ولی می‌بینی‌اش، مجازی است.   3) اگر چیزی هست و نمی‌بینی‌اش، شفاف است.   4) اگر چیزی نیست و تو هم نمی‌بینی‌اش، خوب حتما پاکش کرده‌ای!  -  ناشناس
«رفیق متاسفانه باید بهت بگم که کامپیوترت هک شده. الان تمام فایل‌های شخصی‌ات روی سرور اف‌تی‌پی آدرس 127.0.0.1 گذاشته شده. باور نداری خودت لاگین کن و ببین!»  -  شوخی کلاسیک با کاربران جدید یونیکس
یک «برند» برای یک شرکت، مثل خوشنامی برای یک شخص است و خوشنامی با تلاش برای انجام درست کارهای سخت به دست می‌آید.  -  جف بزوس (Jeff Bezos)
بد نیست شرکت‌های نرم‌افزاری، در صورتی که نرم‌افزارشان بد بود، پول مشتری را پس بدهند. هرچند که این کار احتمالا صنعت نرم‌افزار را ورشکسته خواهد کرد.  -   اندرو تننباوم (Andrew S. Tanenbaum)
1) شما اجازه پرینت این کتاب را ندارید. 2)  شما اجازه واگذاری این کتاب به غیر را ندارید. 3) شما مجاز نیستید این کتاب را بلند بلند بخوانید.  -  متن مجوز شرکت ادوبی!
سیاست‌مداران باید داستان «علمی تخیلی» بخوانند، نه وسترن و کارآگاهی. -  آرتور سی. کلارک (Arthur C. Clarke)
«نگران نباش، دانش کامپیوتر سخت نیست. همه‌اش فقط صفر و یک است!»  -  ناشناس
خود بشر هنوز شگفت‌انگیزترین کامیپوتر است.   -   جان اف کندی (John F. Kennedy)
وظیفه اصلی یک «خطا گردان» در یک برنامه این است که خطا را از دامن برنامه‌نویس در بیاورد و به صورت کاربر پرت کند!   -   وریتی استاب (Verity Stob)
دانشگاه برکلی دو محصول چشم‌گیر را به جهان عرضه کرده: ال‌اس‌دی و یونیکس. گمان نمی‌‌کنم تصادفی بوده باشد!  -  جرمی اندرسون (Jeremy S. Anderson)

استن گیبسون

مترجم: امیر سپهرام

 

دهكده‌ی جهانی فاصله‌ی جغرافیایی را حذف كرده است. اما هنوز فاصله‌ی فرهنگی باقی است.

مقدمه‌ی مترجم:

انگیزه‌ی ترجمه و چاپ این مقاله ارتباط كاری روزافزون شركت‌های فناوری اطلاعات ایرانی با شركت‌های كارفرمای كشورهای صنعتی از یك سو و شركت‌های پیمان‌كار چینی و هندی از سوی دیگر است. همكاری‌های تجاری مشترك و ایجاد نمایندگی و غیره هم سوی سوم قضیه است. این مقاله نقش تفاوت فرهنگ و زبان در یك ارتباط (و گاه عدم ارتباط) فنی را به صورت مجمل و روشن نشان می‌دهد. امید است كه چند نكته‌ای هم برای صنعت‌كاران ایرانی در بر داشته باشد.

امروزه چنان از جهانی‌سازی صحبت می‌كنیم كه گویی مبحث جدید است، ولی آنهایی كه گذشته‌ها را به خاطر دارند، به یاد می‌آورند كه اصطلاح «دهكده‌ی جهانی» توسط مارشال مك‌لوهان (Marshall McLuhan) و در سال 1962 رایج شد. هرچند كه مك‌لوهان كانادایی خیلی از زمان خود پیشتر بود، اما امروزه، با در اختیار داشتن اینترنت پرسرعت می‌توان گفت كه در نیل به این هدف موفق شده‌ایم، به طوری كه در ارتباط با كسی كه آن سوی كره‌ی زمین مشغول به كار است، احساس می‌كنیم در همسایگی ماست. اما ساكنین این دهكده‌ بسیار گونه‌گونند...

این كه ما می‌توانیم در یك آن با آن سوی دنیا ارتباط برقرار كنیم و فایل‌های بزرگ را در كسری از ثانیه ارسال كنیم [هر چند این زمان هنوز برای كشورمان در بهترین حالت، در مقیاس دقیقه است. – مترجم]، این واقعیت را تغییر نمی‌دهد كه كسانی كه در دو سوی خط نشسته‌اند، احتمالا از تاریخ، زبان، لهجه، ژست و تغذیه‌ی متفاوتی برخوردارند و نه تنها هیچ‌كدام از اینها قرار نیست از بین برود، بلكه میل ما به گوناگونی، این عوامل را تقویت هم می‌كند.

سفر اخیر من به هندوستان مرا به واقعیتی رهنمون شد: اگر به خاطر روانی در زبان انگلیسی نبود، هند با بیش از 15 زبان ملی، برای ما شبه‌قاره‌ای ناشناخته بود. گرچه فقط 10% مردم هند به زبان انگلیسی تكلم می‌كنند (در مقایسه با 40% هندی‌زبان)، با این حال نقش زبان انگلیسی را به عنوان عاملی متحدكننده نباید دست كم گرفت. اما، انگلیسی هند با انگلیسی آمریكایی یكی نیست و گاهی حتی درك لهجه‌ی یك هندی برای انگلیسی‌زبان‌ها دشوار است. به‌خصوص كه چندین لهجه‌ی هندی نیز وجود دارد. در ضمن، بد نیست بدانید كه هندی‌ها برای نشان دادن موافقت سرشان را به طرفین حركت می‌دهند [كه در فرهنگ انگلیسی به معنی عدم موافقت است.]

زمانی كه فاصله‌ی بین انگلیسی هندی و انگلیسی آمریكایی را بررسی می‌كنیم، چیزی واضح‌تر از «بله»ی هندی نیست! این واقعیتی مستند (حتی برای هندی‌ها) است كه هندی‌ها در صورتی كه خواسته‌ی یك مشتری آمریكایی را، در صورتی كه شانس واقع‌بینانه‌ای برای تحقق داشته باشد، با «بله» پاسخ می‌گویند. در واقع، وقتی یك هندی می‌گوید «بله» منظور این است كه «صادقانه تلاش خواهم كرد» یا «سعی خودم را می‌كنم.» ولی این جواب مسلما بدین معنی نیست كه «99% احتمال دارد كار انجام شود و اگر نشد، من مسئولیتش را می‌پذیرم.»

می‌توان گفت كه «نه» گفتن برای هندی‌ها سخت است، همین طور گفتن «نه، شما اشتباه می‌كنید.» فرهنگ هندی‌ها به شدت سلسله‌مراتبی است و تا زمانی كه از آن‌ها خواسته نشود صحبت نمی‌كنند. مارك كوبایاشی هیلاری (Mark Kobayasi-Hillary) نویسنده‌ی كتاب «برون‌سپاری به هند: مزیتی در دوردست» می‌گوید: «مشكل اصلی بیش از حد امیدوار كردن است. بین مردم هند گرایش عمده‌ای به خوشنود ساختن دیگران وجود دارد. هندی‌ها خیلی مهربانند. در مورد مدیریت پروژه نیز هیچ قاعده‌ی سفت و سختی نیست كه بگوید اگر احتمال شكست وجود دارد، بهتر است همین الآن بگویی!»

«بله»ی هندی از میل به خوشنود كردن نشات می‌گیرد، نه فریفتن. بنابراین وقتی مدیران آمریكایی انتظار «بله» یا «خیر» صریح دارند ولی پاسخی ناواضح دریافت می‌كنند (كه به نتیجه‌ی مناسبی هم ختم نمی‌شود) احساس می‌كنند فریب خورده‌اند. این مساله به نوبه‌ی خود می‌تواند تنش را افزایش داده، خطری برای موفقیت پروژه محسوب شود.

خوب، پس چه باید كرد؟ هر دو طرف آماده‌ی آغاز به حل مشكلند، به خصوص كه می‌دانند مشكل اصلی كجا است. از طرفی، هندی‌ها می‌توانند در نظر داشته باشند كه بله‌ی آنها چه معنایی می‌تواند بدهد و بنابراین پاسخی كامل‌تر ارایه كنند كه احتمال موفقیت را به‌روشنی ترسیم كند. از سوی دیگر، آمریكایی‌ها نیز می‌توانند حساب یك بله‌ی خیرخواهانه را از تعهدی سفت و سخت سوا كنند. حتی با وجود این نیز، یك مدیر پروژه‌ی عاقل باید زمان بیشتری برای چنین پروژه‌هایی در نظر بگیرد. كوبایاشی، بر اساس تجربه‌ی خود و چندین مدیر دیگر، 10% افزایش زمان پروژه را توصیه می‌كند.

به علاوه، منطقی است كه دفتری در هند، شامل كارمندان هندی و آمریكایی تاسیس شود. باید محلی شد! استفاده از هر دو گروه كاركنان محلی و خارجی می‌تواند در ایجاد پلی بر تفاوت‌های فرهنگی و غلبه بر موانع ارتباطی سودمند باشد. ممكن است در این میان به تعریف جدید از «بله» هم برسند!

شماره 00