جان جِینس چیگ(John Jainschigg)
مترجم: مهدی بنواری
در حال حاضر ابزارهای قابلحمل نقشی کلیدی در شرکتهای بزرگ بازی میکند؛ هم به عنوان یک فناوری نوین که به صورت روزمره در کسب و کار مورد استفاده قرار میگیرد و هم به عنوان یک فناوری رو به رشد که اطلاعات و بینشهای جدیدی فراهم میکند. بنابراین دخالت شرکتهای فناوری اطلاعات در این زمینه ضروری است.
فناوری قابلحمل
قابلحمل بودن یا Mobility ویژگی ناگفتهی ابزارهای شخصی و دستی کوچک امروزی مانند تلفنهای همراه، PDA ها، Palm ها و امثال آن است. هر چند، نباید این موضوع را تنها منحصر به ابزارهای تماس دانست، بلکه تمام ابزارهای فناورانهای که شخص بتواند آنها را با خود جابهجا کند، در این مبحث جای میگیرند.
نیمهی اول ماه مه سال 2008 میلادی ممکن است برای سالهایی که پیش رو داریم نقطهی عطفی در تکامل ابزارهای قابلحمل در شرکتهای بزرگ شمرده شود. این لحظهای بوده که در آن نیازمندی انباشته شدهی ناشی از افزایش کاربریها، تفاوت ابزارها، ایمنی و هماهنگی برای اولین بار مدیران ارشد فناوری اطلاعات را واداشت مدیریت ابزارهای قابلحمل را دغدغهی اصلی خویش بشمارند.
در واقع بر اساس نظرسنجی صورت گرفته توسط «فورستر» (Forrester) برای تصمیمگیران اروپایی و آمریکایی صنایع مخابرات و شبکه، « ابزارهای قابلحمل» برنامهی اصلی سال 2008 شمرده میشود. گفتنی است كه فورستر یک شرکت تحقیقاتی وابسته به کمبریج است که در ایالت ماساچوست واقع است. هدف نخست 65 درصد پاسخدهندگان این نظرسنجی عبارت بود از «فراهم آوردن پشتیبانی مناسبتر برای ابزارهای قابلحمل برای کاركنان سازمانها.»
در برخی صنایع (مانند ترابری، لجستیک، پخش و خدمات اورژانس) نیاز «افزایش خدمات ابزارهای قابلحمل» چیزی است که نیاز به تاكید هم ندارد. در حال حاضر ابزارهای قابلحمل برای این قبیل صنایع هم به عنوان یک فناوری امروزی و در امور روزمرهی کسب و کار به كار میرود و هم به عنوان یک فناوری رو به گسترش معدنهای اطلاعات و دیدگاههای جدیدی در دسترس قرار میدهد که باید استخراج شوند.
جیم لیگورسکی (Jim Ligorski)، مدیر فناوری شرکت ترانسکِر (TransCare) در بروکلین نیویورک که به حمل و نقل مواد دارویی اشتغال دارد، یکی از کاربردهای عادی ابزارهای قابلحمل داده را چنین تشریح میکند: «ما با یک ایدهی ساده شروع کردیم. استفاده از موبایل مجهز به جیپیاس (GPS) افراد بخش کنترل را از تماس پیاپی با رانندگان و جویا شدن محل فعلی آنها بینیاز میکند. سپس وقتی تمام این اطلاعاتی را که به سوی ما جاری میشد مشاهده کردیم فهمیدیم که میتوانیم از این اطلاعات برای غلبه بر مشکلات جدیتری هم استفاده کنیم.»
او میافزاید: «برای مثال ما از این دادههای مربوط به موقعیتها و مسیرهای جیپیاس برای تحلیل اینکه کامیونها را بر حسب نیاز کجا باید پارک کنیم استفاده کردیم. از این پایگاه دادهی جیپیاس برای بهینه کردن چندین مورد دیگر هم استفاده کردیم. مثلا نیروهای کاری و شیفتهای آنها را مرتب کردیم تا مطمئن شویم تمام بخشهای ناحیهای که به آن خدمات میدهیم سرویس مناسبی دریافت کنند و کارمندان بتوانند آسانتر به کامیونهایی که به کارشان مربوط میشود دسترسی پیدا کنند.»
«ما به دنبال راهی برای بهینه کردن مسیرهای حرکت هستیم تا در مصرف سوخت صرفهجویی کنیم. به علاوه از بسیاری جهات دیگر هم به کارمان سر و سامان میدهیم. همهی این کارها هم با استفاده از این دادهی انباشتهشدهی رو به رشد صورت میگیرد. تمام کاری که روی ابزارهای قابلحمل صورت میدهیم، مستقیما بر روی افزایش سود و بهبود کیفیت خدماتمان تاثیر میگذارد.»
در عرصههای دیگر، از جمله کسب و کار ارایهی اطلاعات و خدمات، نیاز به پشتیبانی بهتر از ابزارهای قابلحمل بیشتر مانند تطبیق با عوامل عدیدهای است كه ذیلا ذكر میشود، تا تصمیمی راهبردی با بازگشت سرمایهی توجیهشده كه از سوی فناوری اطلاعات حمایت شود. این عوامل عدیده عبارت است از: 1) تغییرات هنجارهای جامعهی کاری و شیوههای کاری که سبب افزایش به کارگیری شیوههای قابلحمل میشود؛ 2) گسترش تنوع ابزارها و خدماتی که باعث افزایش پیچیدگی میشود؛ 3) مخاطراتی كه از موارد فوق ناشی میشود.
امروزه کاملا طبیعی است که نیروی کار هزارهی سوم بخواهد تا جای ممکن از خدمات ابزارهای قابلحمل استفاده کند. به هر صورت ابزارهای قابلحمل داده بخش مهمی از زندگی شخصی بیشتر افراد است و طبیعی است که افراد بخواهند از همان امکانات در محیط کار هم استفاده کنند.
اما محرکهای فرهنگی، فناوری و شغلی دیگر هم نقش بسیار کاربردی و مهمی در شتاب بخشیدن به گسترش ابزارهای قابلحمل در شرکتهای بزرگ دارند. به علاوه، نقش آنها در ایجاد تصویری روشن از مخاطرهی موجود در این زمینه هم غیر قابل انکار است.
طبیعت اختصاصیِ فناوری ابزارهای كوچك و قابلحمل و همچنین تمایل کاربران به انباشت اطلاعات شخصی و کاری با هم بر روی یک ابزار واحد، مدتها به عنوان دلیل اصلی عدم تمایل صاحبکاران به واگذاری امکانات ابزارهای قابلحمل به ایشان شمرده میشد. هر چند کارمندان خبره در فناوری (یا همان خورههای فناوری) به خصوص آنهایی که در زمینهی فناوری اطلاعات کار میکردند، خیلی زود آموختند كه چگونه میتوانند ابزارهای قابلحمل شخصی خود را «زیرزیرکی» برای امور تخصصی به کار ببرند. سپس همین افراد شروع به تحریک کاربران این ابزارها در سطوح مدیریتی کردند. در نتیجه مدیران هم خیلی زود اقدام به ترکیب ابزارهای قابلحمل خود با زیرساخت فناوری اطلاعات شرکت یا سازمان کردند.
در بسیاری از شرکتها نتیجهی چنین رویدادی افتراق بین سیاست رسمی در زمینهی ابزارهای قابلحمل و شرایط واقعی بود. طبق سیاست رسمی رویکرد این بود که همان سیاست منظم و مرتب و محدود به کار گرفته شده در مورد کامپیوترهای رومیزی در این زمینه هم اعمال شود. در عوض آنچه در واقع رخ میداد بسیار گستردهتر و البته از دید افراد مناسبتر و بهتر بود.
بر اساس گزارش فورستر 75 درصد شرکتهای تحت بررسی، از این سیاست در زمینهی خرید ابزارهای قابلحملی پیروی میکردند که خود شرکت برای كاركنان تهیه میكردند. حدود 15 درصد باقی شرکتها سیاستی دوگانه را در پیش گرفته بودند که طی آن افراد خود ابزار و سرویسهای مورد نیاز خود را خریداری میکردند، اما شرکت بخشی از هزینههای آن را بر عهده میگرفت. تنها 10 درصد شرکتها هزینهای برای ابزارهای قابلحمل افراد در نظر نگرفته بودند.
شصت و شش درصد جامعهی نظرسنجی خدمات ابزارهای قابلحمل را بر اساس موقعیت، مقام و مسئولیت افراد تقسیم میکردند. اما وقتی از آنها خواسته شد معیار واگذاری این ابزارها و خدمات را به صورت دقیق مشخص کنند، تفاوت میان پاسخها بیشتر شد. معیاری که در همهی پاسخها مشترک بود نیاز افراد به سفرهای کاری بود. 25 درصد پاسخدهندگان هم اظهار داشتند تصمیمگیری دربارهی واگذاری ابزارهای قابلحمل مورد به مورد انجام میشود و معیار فرمولهشدهای ندارد.
نتیجهی پاسخ دیگری که در این نظرسنجی به دست آمد، تمام فرضها و حکمها در مورد راهکار واگذاری ابزارهای قابلحمل را بر هم زد. وقتی از تصمیمگیرندگان شركتها و سازمانهای آمریکای شمالی پرسیده شد کدامیک از سیستمهای عامل رایج ابزارهای دستی را میپسندند، پاسخ استاندارد حداقل بر دو مورد تاکید داشت: بیشتر افراد بلکبری (BlackBerry) را ترجیح میدادند و Window Mobile 6x هم در جایگاه دوم قرار میگرفت. بیش از 25 درصد پاسخدهندگان هم به Palm OS، Windows CE و Linux اشاره کردند.
فرصتی برای «بله» گفتن
با این همه، همان طور که کریس هوف (Chris Hoff)، مهندس ارشد امنیت اطلاعات شرکت یونیسیس (Unisys) در پاسادنا، اشاره دارد، دقیقتر آن است که بگوییم فناوری ابزارهای قابلحمل فرصت جدیدی برای کارکنان بخش فناوری اطلاعات است. فرصتی که «تمرین کنند نه نگویند!». گرچه واحد فناوری اطلاعات، هر جایی كه امكانش فراهم بوده ابزارهای قابلحمل را مرسوم كردهاند، با این حال مترصدند که ببینند کاربران زیرك فناوری و نوآوران (که خطوط کاری شرکتها را مشخص میکنند) چه سرنخی در مورد سمتوسوی نهایی تحول فناوریهای مربوط به این بخش میدهند.
کریس بیوری (Chris Buri)، مدیر ارشد فناوری اطلاعات شرکت مشاورهی هیتاچی در دالاس، یک نمونهی عملی را مثال میزند. شرکت مشاورهی هیتاچی بیش از 1500 مشاور فناوری اطلاعات دارد که به صدها مشتری خدمات میدهند. در این شرکت سیاست دقیق و خاصی برای تخصیص کامپیوتر به کارکنان تدوین شده است. در این شرکت مدلها و انواع مختلف کامپیوترهایLenovo ThinkPad بر حسب چند معیار مختلف در اختیار کارکنان قرار داده شده است. برای مثال دستگاههای کوچکتر برای کارکنانی که بیشتر سفر میکنند و دستگاههای رومیزی با پردازشگرهای دوهستهای برای برنامهنویسان و... برای ایمن کردن کامپیوترهای همراه (Laptop) از نرمافزار CompuTrace استفاده میشود. این برنامه آمار ورود کاربر (Login) را ذخیره میکند. همچنین کارکنان بخش فناوری اطلاعات میتوانند با استفاده از CompuTrace کنترل سیستم را از راه دور در دست بگیرند.
اما این شرکت در عوض در مبحث ابزارهای قابل حمل کوچک شل گرفته است. به گفتهی بیوری این شرکت از بلکبری با پشتیبانی سرور بلکبری اینترپرایز و ویندوز موبایل و چندین سیستم عامل دیگر استفاده میکند. کارکنان ابزار خود را انتخاب کرده و خود خریداری میکنند و شرکت بخشی از امکانات آنها را به کار میگیرد. تنها یک نفر تکنیسین برای مدیریت برنامههای کامپیوتر و سیستم ابزارهای قابل حمل استخدام شده است.
بیوری میگوید: «ما در زمینهی نوع و استفادهی دستگاههای قابل حمل سخت نمیگیریم، اما در عوض تلاشمان را بر این متمرکز میکنیم که امنیت دادهی اختصاصی که به موبایل و دستگاههای قابل حمل منتقل میشود را تضمین کنیم. راهکاری که ما درصدد توسعهی آن هستیم تمام قلمرو فناوری ابزارهای شخصی کوچک را در بر خواهد گرفت.»
«مثلا در حال حاضر به دنبال راهکارهایی هستیم که بتوانیم ابزارهای ذخیرهی داده با واسط USB را شناسایی کرده و سیاست ثبت کردن و رمزگذاری سختگیرانهای برای دادههایی که به این ابزارها انتقال مییابند تدوین کنیم. همچنین در زمینهی ایمیل هم فعالیتهایی صورت دادهایم که از نتایج آن امکان شناسایی مستندات داخلی و خصوصی شرکت و اطلاعات داخلی و رمز کردن خودکار آنها پیش از ارسال است.»
در یونیسیس بخش فناوری اطلاعات و مدیران راهبردی شرکت سیاستهای نوآورانهای را تدوین کردهاند تا رابطهای مثبت بین بخش فناوری اطلاعات و کارکنانی ایجاد کنند که دوست دارند کنترل بیشتری بر روی فناوریای که در محل کار استفاده میکنند داشته باشند.
به گفتهی بیوری: «یونیسیس در حال حاضر بر روی مفهومی شبیه «سهمیهی دیجیتال» کار میکند. شرکت به گروه و تعداد خاصی از کاربران که از قبل دستچین میشوند، تنخواهی تخصیص میدهد تا ابزار مورد نظر خود را خریداری کنند. برای این کاربران برنامهی آموزشی هم گذاشته میشود. اما خرید و ادارهی ابزار با خود آنها است.»
«در حال حاضر ما این برنامه را منحصر به پرسنلی کردهایم که روی پروژههای مستقل فناوری کار میکنند و تماس مستقیمی با دادهها و برنامههای کاربردی واحد مرکزی ندارند. همچنان که پیش میرویم میتوانم ببینم که این مدل اشتراکی گسترش مییابد. به خصوص از زمانی که بسیاری از دادهها و برنامههای کاربردی وارد عرصهی پردازش ابری میشوند.»
این رویکرد عاقلانه به نظر میرسد. به خصوص با توجه به طبیعت فناوری موبایل که به سرعت تغییر میکند و در آن برنامههای کاربردی و الزامات کارکردی اهمیتی بیشتر از ویژگیهای خود ابزار در انتخاب بسترهها پیدا میکنند.
میشله پلینو (Michele Pelino)، تحلیلگر ارشد بازاریابی بیسیم شرکتهای بزرگ موسسهی فورستر، میگوید که امروزه بار دیگر جنبش بهبود برنامههای کاربردی ابرسازمانها از نمونهای الهام خواهد گرفت که بازار مصرف به تحلیلگران نشان میدهد. نمونهای که در آن ابزارهایی نظیر آیفون (iPhone) به دنیا نشان دادهاند آیندهی صنعت ابزارهای قابل حمل در دست ابزارهای صفحهلمسی و کاربردهای وب است. در این کاربرد به خصوص که به مرورگری وب بهروزشده با موبایل وابسته است، شرکتهای مالی و اعتباری نظیر «بانک آمریکا» و چندین شرکت دیگر پیشگام بودهاند. مثلا بانک آمریکا برنامکهایی برای آیفون و آیپاد تاچ (iPod Touch) ارایه کرده است که با استفاده از آنها میتوان نزدیکترین خودپردازهای بانک را یافت.
هماکنون در مبحث جاری آیفون بحثهای برنامههای کاربردی و کارکردی نسل آینده و حتی ناخودآگاه بازار را قبضه کرده است. دلیل اصلی این موضوع هم قدرت عالی مرورگر وب آیفون است. شرکتهای بزرگ بخش فناوری اطلاعات خود را تحت فشار شدیدی قرار دادهاند تا سرویسهای خود را روی آیفون ارایه دهند. هر چند همچنان پرسشها و نقاط ابهام بسیاری در زمینهی امنیت و کارایی این ابزار وجود دارد.
با این همه حتی برخی مدیران امنیت اطلاعات هم از جاذبه و قدرت آیفون شگفتزده شدهاند. هوف میگوید: «من پانزده سال است که در زمینهی امنیت اطلاعات کار حرفهای میکنم. اما سرم هم برای ور رفتن با دستگاههای جدید درد میکند. وسوسهی استفاده از چیزهایی نظیر آیفون حین کار در من خیلی قوی است. حتی تحمل فشار ناشی از مشکلی که در زمینهی ایمنی این ابزارها پیش خواهد آمد و تلاش برای حل این مشکلات برایم جذابیت خاصی دارد.»
در طی 12 تا 18 ماه آینده، ممکن است الگوی خرید موبایل در صنعت و خدمات تحت تاثیر ارایهی بسترهها و برنامههای کاربردی متنباز موبایل قرار بگیرد. در این زمینه میتوان به بسترهها و برنامههای کاربردی جامعهی متنباز نوکیا/سیمبین (Symbian) یا بسترههای لینوکس موبایل (Linux Mobile) که چارچوب جاوای آندرویید (Android) شرکت گوگل بر روی آنها اجرا خواهد شد، اشاره کرد. این ساختارهها توان و قابلیتهای برنامهنویسی ابزارهای قابل حمل را کاهش میدهند. این امر باعث کاهش قیمت دستگاههایی خواهد شد که به وضوح بالا هستند.
چارچوبها، افزودنیهای اکلیپس (محیط برنامهنویسی Eclipse)، شبیهسازهای نرمافزاری و دیگر ابزارهای برنامهنویسی به رایگان در اختیار همه هستند. وجود این ابزارها و ارایهی بسترهها و برنامههای کاربردی جدید دری به سوی تجربههایی کم مخاطره برای برنامهنویسان باز میکند. به خصوص از این جهت که این ابزارهای برنامهسازی کاربردی جدید هم نیرومند هستند و هم استفاده از آنها ساده است.
بر افقی نزدیکتر تمرکز کنید
در چنین دوران تعیینکنندهای در تکامل ابزارهای قابل حمل و به خصوص موبایل، تمرکز بر افقهای راهبردی نزدیکتر عاقلانه به نظر میرسد. ژاکلین برتا (Jacquelyn Barretta)، قائم مقام ارشد فناوری اطلاعات غول صنایع حمل و نقل و زنجیرهی تامین کالا، شرکت کانوی (Con-way)، هم چنین نظری دارد و آن را به صورت راهبردی عمومی برای روبهرو شدن با مسالهی ابزارهای قابل حمل مطرح میکند. البته جالب است بدانیم این رویکرد تضاد شدیدی با طرحریزی و برنامهریزیهای باریکبینانه و بهینه شدهای دارد که او و همکارانش برای تصمیمگیری در مورد جنبههای کلیدی کارشان صورت میدهند.
برتا میگوید: «ما رویکردی بلند مدت و کاملا دقیق و برنامهریزی شده برای طرحریزی پایههای کسب و کار خود داریم. مثلا ما برای تصمیمگیری در مورد محل استقرار واحد مرکزی، زمان زیادی را صرف میکنیم و دانستههای کلید تجاری فراوانی جمعآوری میکنیم. زیرا سوددهی هر بخش سیستم ما وابسته به ویژگیهای پویای ناحیهای که به آن سرویس میدهد، در دسترس بودن نیروی کاری و خدمات در ناحیه و طبیعت ترافیک بزرگراهها بین مراکز تجاری است.»
«اما در مورد فناوری ابزارهای قابل حمل، ما تصمیم گرفتیم افق نزدیکتری را در نظر بگیریم. ما در این مورد بر روی افزایش یک یا گروهی از قابلیتها تمرکز میکنیم. البته با این فرض که خود قابلیت اهمیت دارد. هر چند ممکن است زیرساخت مورد استفاده برای بهرهگیری از قابلیت تغییر کند.»
با وجود برخی نگرانیها، وضعیت شرکت در زمینهی ابزارهای قابل حمل بحرانی نیست. رویکرد درست برای بخش فناوری اطلاعات هم این نیست که شرایط را بیش از حد لزوم کنترل کند و سیاستهایی سختگیرانه برای افرادی که از این فناوری استفاده میکنند اعمال کند. بنیامین گری (Benjamin Grey)، یکی از تحلیلگران فورستر میگوید بهتر است رویکردی انعطافپذیر داشته باشیم. پیشنهاد او بر چند بخش است:
2) صورت اموال را به روز کنید. باید صورت ابزارهای قابلحمل شرکت را بهروز كرد. مدیریت دارایی یکی از جنبههای حساس راهکارهای مدیریت ابزارهای قابلحمل است. ویژگی بهترین سیستمهای مدیریت دارایی آنهایی هستند که ادارهی مجوزهای نرمافزاری نصب شده در ابزارهای هوشمند را برعهده میگیرند و اخطارهای مدیریتیای تولید میکنند که کاربران را از نیاز به مشاهدهی یک کنسول سطح بالا معاف میکند. این سیستمها با یک کلیک ارزشیابیها را صورت میدهند و گزارشهایی که نگه میدارند برای برنامهریزی ظرفیت در آینده بسیار مفید است.
در باب «عوامپسندی فناوری» تامل كنیدهوف میگوید: «این مبحث جرقهی بحث بسیار جالبی دربارهی این که چه چیزی فضای اختصاصی سازمان و کارکنان را تشکیل میدهد و به این پیشنهاد ختم میشود که بخش فناوری اطلاعات باید تعریف حدود در سازمان را تغییر دهد. در آیندهی نزدیک تشخیص یک نوع شعاع مجازی در ابزار قابلحمل مقدور خواهد بود. برای مثال در صورتی که دستگاه قابلحمل به شبکهی سازمان وصل باشد یا حاوی فایلهایی باشد که به سازمان تعلق دارند، سیاستگذاری سازمان یا مدیریت حقوق دیجیتال یا دیگر فناوریها میتواند دسترسی به بخشهایی از سیستم فایل، یا ابزارهای جانبی مانند دوربین یا منابع ذخیرهی داده را صرفنظر از اینکه صاحب دستگاه کیست، محدود کند.»
اتصال شبکهی ثابت به ابزار قابلحمل راه مناسبی برای کاهش هزینه و افزایش کارآیی است. در این روش دستگاه قابلحمل میتواند به Wi-Fi یا هر نوع شبکهی بیسیم محلی وصل شود. با این راه کاربردهای پرحاصل جدیدی از دستگاه قابلحمل فراهم میشود. مثلا جیمز تامپسون (James Thompson)، مدیر سیستمهای اطلاعات در مرکز هنری «آدرین آرشت» (Adriene Arsht) در فلوریدا، طرفدار استفاده از دستگاههای بلکبری کِرو (BlackBerry Curve) است. این موبایلها در محیط بیرون به T-Mobile متصل میشوند، اما در محیط داخلی میتوانند به شبکهی Wi-Fi هم متصل شوند. به گفتهی تامپسون: «سادهترین منفعت این روش این است که هیچ جا قطعی اتصال نداریم. T-Mobile در داخل ساختمانها استفادهای ندارد، اما همهجا Wi-Fi داریم.»
راد ساگارسی (Rod Sagarsee)، مدیر فناوری اطلاعات یک موسسهی وکالت در شیکاگو با استفاده از واسط دستگاه تلفن داخلی با شبکهی سلولی اتصال کاملی بین موبایلهای بلکبری و سیستم تلفن داخلی Avaya ی خود برقرار کرده است. او میگوید: «وکلای ما میتوانند در راه آمدن به موسسه با بلکبری با مشتریان حرف بزنند. وقتی وارد ساختمان میشوند شبکهی Wi-Fi اتصال آنها را برقرار میکند و وقتی به پشت میزشان رسیدند میتوانند گوشی تلفن ثابت خود را بردارند و مکالمه را ادامه دهند. هیچ کدام از این تغییرها باعث قطع ارتباط نمیشود.»
گری از موسسهی فورستر و دیگر تحلیلگران در این زمینه بحث جدیدی را به راه انداختهاند که آیا زمان آن رسیده است که برای ابزارهای قابلحمل، بخش تخصصیای (مثلا پستی به نام «روابط عمومی ابزارهای قابلحمل» در سلسله مراتب بخش فناوری اطلاعات) راه بیافتد و مهارتی حرفهای در نظر گرفته شود یا خیر. شخصی در این موقعیت شغلی وظیفه خواهد داشت دستگاهها و زیرساختهای لازم برای قابلحمل بودن را مدیریت کند و راهبرد استفاده از ابزارهای قابلحمل را در تمام بخشهای کار و در تمام برنامههای کاربردی اجرا کند.
واضح است که خیلیها تمایل دارند چنین موقعیتی ایجاد کنند. اما تا جایی که ما بررسی کردیم مدیران ارشد و کارشناسان بخش فناوری اطلاعات هنوز با قدرت تمام از این پیشنهاد پشتیبانی نمیکنند. این انفعال شاید به این دلیل باشد که جدا کردن تصور یک نقطه تماس منفرد و آسان از تصور مدیریت مجتمع دشوار است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|