«ببین بابا جون. همه کلیدهای صفحه‌کلیدت رو به ترتیب حروف الفبا چیدم! بهتر نشد؟»  -  ناشناس
ای کاش زندگی Ctrl+Z داشت!  -  ناشناس
تعیین محدودیت‌های «ممکن» فقط با رفتن به آن سوی «ناممکن» میسر می‌شود. -  آرتور سی. کلارک (Arthur C. Clarke)
اگر می‌خواهی با یک کامپیوتر جایگزین نشوی، مثل یک کامپیوتر عمل نکن!  -  ارنو پنزیاس (Arno Penzias)
اهمیت توانایی درک یا تفکر به‌گونه‌ای دیگر، از دانشی که از این راه کسب می‌شود، بیشتر است.            دیوید بوهم (David Bohm)
طبیعت انسان این است که عاقلا فکر و غیرعاقلانه عمل کند.  -  آناتول فرانس (Anatole France)
هر ایده انقلابی‌ای سه مرحله از واکنش را طی می‌کند: 1) غیرممکن است!   2) ممکن است. اما ارزشش را ندارد.   3) از اول هم می‌گفتم که ایده خیلی خوبی است!   -  آرتور سی. کلارک (Arthur C. Clarke)
وظیفه اصلی یک «خطا گردان» در یک برنامه این است که خطا را از دامن برنامه‌نویس در بیاورد و به صورت کاربر پرت کند!   -   وریتی استاب (Verity Stob)
یونیکس بسیار ساده است؛ فقط یک نابغه لازم است که سادگی‌اش را درک کند!  -  دنیس ریچی (Dennis Ritchie)
تنها استفاده مشروع از کامپیوترها بازی‌های کامپیوتری است.   -   اوژن جارویس (Eugene Jarvis)

مایکل هیوگز (Michael Hugos)
مترجم: شیرین سادات صفوی

دیگر دوران طراحی نقشه‌های راهبردی فناوری اطلاعات چند‌ساله و بدون انعطاف گذشته است. درست است که اهداف یک شرکت در عرض یکی دو سال نسبتا ثابت باقی می‌ماند، اما لازمه دستیابی به این اهداف، طراحی چابک راهبرد‌های فناوری اطلاعات است؛ یعنی باید بتوان آن‌ها را به‌سرعت تغییر داد.

راهبرد درست مثل تعیین مسیر یک کشتی تا بندری دوردست و به معنای پیشروی در مسیری پر فراز و نشیب است. جهان واقعی چنان به اشکال پیش‌بینی‌ناپذیری حرکت می‌کند که شما را دایما از مسیر تعیین شده‌تان بیرون می‌اندازد و مجبور می‌شوید در میانه راه مدام جهت حرکت‌تان را تصحیح کنید (همان تصحیح راهبرد‌ها). اما این تغییرات به معنای بی‌هدف چرخیدن نیست، بلکه شما همواره به سوی همان مقصد تعیین شده در حال حرکتید (همان هدف کسب‌وکار)
چندی پیش مدل چرخه OODA (مشاهده – تعیین – تصمیم - عمل) را از جان بوید (John Boyd) برای محیطی با سطح تغییرپذیری بالا طی مقالاتی ارایه کرده بودم. حالا به عنوان مدیر عاملی که از چرخه OODA به طور مستمر برای تصحیح راهبرد فناوری اطلاعات خود و دستیابی به چابکی راهبردی استفاده کرده، تجربیاتم را با معرفی چهار گام در اختیارتان می‌گذارم.

چهار گام به سوی یک راهبرد چابک فناوری اطلاعات
کار را با مشاهده وضعیت فعلی فناوری اطلاعات و کسب‌وکار شروع و تمامی اطلاعاتی را که در ارزیابی فرصت‌ها و تهدیدها موثر هستند، جمع‌آوری کنید. نقشه کلی ماجرا را با رسم یک نقشه واقعی آماده کنید که محدوده عملیاتی سازمان شما در آن مشخص باشد. در این نقشه موقعیت‌ ساختمان‌های فعلی سازمانتان و موقعیت‌هایی که سازمان می‌خواهد در آینده آن‌ها را تاسیس کند، مشخص کنید. نقشه شما باید چیزی فراتر از یک طراحی جغرافیایی باشد. باید نقشه بازارهایی که سازمانتان در آن فعالیت دارد، نقشه مقایسه قابلیت‌های خود با قابلیت‌های رقبایتان و نقشه زیرساخت‌های فناوری اطلاعات شرکت و مقایسه آن با زیرساخت‌های رقبایتان را آماده کنید.
این نقشه‌ها، نمودارها، جدول‌ها و لیست‌ها مشخص می‌کنند شرکت شما در حال حاضر چیست و می‌خواهد در آینده به کجا برسد. راهبرد منسجم زمانی حاصل می‌شود که افراد به درک درستی از موقعیت فعلی خود و آن چه قصد انجامش را دارند، نایل شوند.
Page 59با طراحی مسیری از موقعیت فعلی تا موقعیتی که می‌خواهید بعدا در آن باشید، مشخص کنید چطور باید این کار را انجام دهید. تجربیات چند دهه گذشته در زمینه فناوری اطلاعات حرفه‌ای به ما نشان داده که نباید از راهبرد‌های بدیهی استفاده کرد. این راهبرد‌ها می‌کوشند سازمان‌های فناوری اطلاعات را یک‌شبه از موقعیت فعلی به مقصد نهایی برسانند و بیشتر اوقات هم در این کار شکست می‌خورند. در عوض با تعیین مجموعه‌ای از اهداف میان‌مدت، در مسیری روشن به سمت اهداف دلخواهتان گام بردارید.
عملیات موثر و مدیریت مخاطره نیازمند این است که حرکت شما میان هر دو هدف میان‌مدت، بین سه تا نه ماه انجام شود و هر کدام از این اهداف به نوبه خود ارزشی را برایتان به ارمغان آورند. هدف میان‌مدت سه تا نه‌ماهه شما نباید خود نقطه‌ای نصفه‌کاره باشد که برای اثرگذاری کار و تلاشی مضاعف را بطلبد.

از راهبرد‌های خشک و خطرناک اجتناب کنید
اهداف میانی را طوری انتخاب کنید که تغییر در نیروی کار، عملیات و فناوری نسبتا ارزان و قابل مدیریت باشد. به یاد داشته باشید که سیستم یعنی افراد، فرآیند‌ها و فناوری که به شکل قانونمندی با هم ترکیب شده‌اند. سعی کنید در این سه حوزه تغییری خارج از توان سازمانتان ایجاد نکنید.
پس از رسیدن به هر هدف میانی، دوباره موقعیت خود را ارزیابی کنید. هدفی که تازه به آن رسیده‌اید، پایه‌ای برای گام بعدی خواهد بود؛ اما این هدف نباید شما را اسیر مجموعه‌ای گام از پیش تعیین‌شده و نامنعطف سازد.
به علاوه، رسیدن به هر هدف میانی به معنای دستیابی به مجموعه‌ای از قابلیت‌ها است که قبلا فاقد آن‌ها بودید. پس مشخص سازید بهترین روش استفاده از این قابلیت‌ها برای سرمایه‌گذاری بر روی فرصت‌ها و مقابله با تهدیدهای آینده چیست.
من شخصا متوجه شده‌‌ام که این فرآیند منجر به خلق راهبرد‌هایی می‌شود که همواره بسیار کارآمد و حتی گاهی زیرکانه هستند.

 

شماره 17