جان کاکس (John Cox)
مترجم: احسان طریقت
ویک هیس (Vic Hayes)، که گاهی از او به عنوان «پدر شبکه بیسیم یا Wi-Fi» نام برده میشود، اولین رییس گروه IEEE 802.11 بود که در سال 1997 توانست استاندارد رادیویی را برای شبکههای بیسیمی که به صورت پراکنده و بدون مجوز از سال 1985 مشغول به فعالیت بودند، سازماندهی کرده، به تصویب برساند.
توسط این استاندارد و حکمی که صادر شده بود، شرکتها اجازه یافتند اتصالی به صورت بیسیم و رادیویی بین مصرفکنندگان و کامپیوترهای بزرگ برقرار کنند. این شیوه اتصال باعث میشد ارتباط سادهتری بین کامپیوترها توسط پروتکلهای اختصاصی مورد استفاده برقرار شود.
تصمیم انجام این کار زمانی به ذهن او خطور کرد که کارمند انسیآر (NCR) بود و متوجه شد یک استاندارد بیسیم کمک میکند تا شرکت و مشتریان خردهفروشش یک ارتباط رادیویی میان صندوقهای انسیآر و مینفریمهای نهایی برقرار کنند. این ارتباط رادیویی ارتباط سیستمها را از نظر فیزیکی سادهتر میکند و نیاز به سر و کله زدن با پروتکلهای اختصاصی را از بین میبرد. گر چه هیس به لطف خدمت در نیروی هوایی آلمان در زمینه رادیو تجربه داشت و در انسیآر بر روی پروتکلهای ارتباط دادهای کار کرده بود، اما همچنان در پذیرش مدیریت انسیآر تردید داشت تا این که یکی از همکارانش با معرفی کتابی با عنوان «مدیریت به سبک رابرتز» نقطه عطفی را در مسیر انتخاب وی ایجاد کرد. هیس میگوید: «من برای پذیرفتن آن سمت باید حس خاصی پیدا میکردم.» هیس وی با مطالعه آن کتاب توانست به شگرد رهبری انسیآر پی ببرد.
هیس حتی یکی از استفادهکنندگان بزرگ دنیای بیسیم هم نبود. او تنها از یک کارت شبکه بیسیم برای اتصال کامپیوتر قدیمی خانگیاش به یک مسیریاب استفاده میکرد. دو لپتاپ و چهار دستگاهی که شبکه خانگی او را تشکیل داده بودند، از شبکه بیسیم استفاده میکردند. حتی تلفن همراهش هم از شبکههای بیسیم پشتیبانی نمیکرد. هیس میگوید: «من از این تلفن تنها در مواقع ضروری استفاده میکنم.»
گفتنی است که هیس در راهاندازی یک پروژه تحقیقاتی برای بررسی نحوه راهاندازی و توسعه شبکههای بیسیم در مناطق روستایی جهت توسعه اقتصادی این مناطق کمک شایانی کرد. در فواصل بین جلسات کنفرانس و کلاسهایش فرصتی دست داد تا با هایز که مشغول برگزاری کنفرانسها و نوشتن مقالهای با نام «سفری شگفتانگیز به دنیای بیسیم: مسیری برای موفقیت جهانی» بود، گفتگویی در دفترش در دانشگاه داشته باشیم.
به نظرتان فناوری بیسیم چه قدر برای دنیا مفید بوده است؟
باید بگویم از بابت چنین اتفاقی بسیار مفتخرم. در نخستین نشست 802.11 بود که برای اولین بار احساس کردم این فناوری چه قدر مفید است.
زمانی که ما کار روی استاندارد بیسیم را آغاز کردیم، باید از تمام کارهای انجام شده چند نسخه کپی تهیه میکردیم و به تمامی اعضا، که چیزی در حدود 120 تا 150 نفر بودند، ارایه میدادیم. همین کپی گرفتن چیزی در حدود 4 تا 6 ساعت از زمان ما را تلف میکرد.
سال 1998 بود که در نشستهایمان شبکه بیسیم را به کار گرفتیم. این کار توسط یک لپتاپ در نقش سرور شروع شد. یکی از ما تمامی مستندات را بر روی آن قرار میداد و ظرف دو دقیقه تمامی 120 نفر حاضر در جلسه میتوانستند آنها را کپی کنند.
دفعه دومی که من از کاربرد این فناوری شگفتزده شدم، زمانی بود که نقش ارتباط آن در مناطق دورافتاده و روستایی را دیدم. ساختن شبکههای بیسیم و استفاده از آنها واقعا خوشحالم میکند.
قوانین حاکم بر FCC تنها مجوز استفاده از دو روش مدولاسیون را میدهد: پرش فرکانسی (Frequency Hopping) و توالی مستقیم (Direct Sequence). برای توالی مستقیم، به محاسبات تراشهمحور زیادی نیاز است که ما این توانایی را در انسیآر داشتیم. در مقابل پرش فرکانسی بسیار سادهتر، اما ضعیفتر است.
در گروه 802.11، اکثر شرکتهای کوچک تمایل داشتند که از پرش فرکانسی استفاده کنند و شرکتهای بزرگتر علاقهمند به استفاده از توالی مستقیم بودند. طرح پیشنهادی IEEE، قابلیت پشتیبانی 75 درصد به 25 درصد را در نظر گرفته بود، اما انتظار ما برای هرکدام 50 درصد بود. راهکار ما پاسخگوی هر دوی آنها بود. دیگر تنها باید مطمئن میشدم که این تنها راه حل این موضوع است.
ما با دو گزینه ناسازگار مواجه بودیم و این اصلا خوب نبود. اما در سال 1999 به استانداردهایی دست پیدا کردیم که سرعت انتقال دادهها را تا پنج برابر سریعتر از قبل میکرد. پس پرش فرکانسی دیگر روش جالب و مناسبی نبود.
آیا فکر میکنید فناوریتان همان طور که از آن انتظار میرود، موثر خواهد بود؟
در سال 1985، FCC تصویب کرد که همه افراد میتوانند از این طیف بدون امضای قرارداد نهایی کاربر استفاده کنند. قبل از این، شرکتها باید به FCC مراجعه میکردند. هدف از این قانون جدید، تشویق شرکتها به نوآوری در فناوری بود.
در انسیآر مشاهده کردیم که مشتریانمان هر از گاهی نقشههای کاریشان را عوض میکنند و این موضوع مشکلاتی را برای کامپیوترهای متصل به شبکه ایجاد میکرد. سیستمهایی رادیویی راه حلی برای این مشکل بودند.
در ابتدای دهه 90 میلادی، آرزو داشتیم که تراشههای ما در لپتاپها قرار بگیرد. آرزوی آن زمان ما اکنون به واقعیت بدل شده است. اما شبکههای بیسیم باید جایی بیرون از دفاتر کار هم مورد استفاده قرار میگرفت. در سال 1999 بود که اپل این فناوری را به خانهها برد.
اکنون گروه ما که به انسیآر معروف بود، به بخشی از فناوریهای لوسنت که تغییراتی وسیع در حوزه فناوری به وجود آورده، پیوسته است: ما از 300 دلار برای یک دستگاه رادیویی Mbps 2 به 100 دلار برای Mbps 11 رسیدهایم؛ گامی بسیار بلند و تغییری بس عظیم برای ما. این دقیقا گذار از یک فناوری ساده به یک فناوری بسیار کارا و پیشرفتهتر است.
به نظر شما چه فناوریهای بیسیم مهم دیگری در آینده به وجود خواهند آمد؟
استاندارد 802.11 این اواخر در زمینه نحوه عملکرد بین شبکههای 11. و سایر شبکهها، بهخصوص شبکههای همراه به تصویب رسیده است. شما بهراحتی میتوانید از تلفن همراهتان استفاده و بعد از آن توسط VoIP و از طریق شبکه بیسیم و با هزینهای بسیار کمتر، تماس دیگری برقرار کنید.
پروژه IEEE که بر روی 802.11 گیگابیتی کار میکند، پروژه بسیار شگفتانگیزی است. این پروژه در باره اتصال نقطهبهنقطه نیست، بلکه تمام سطح شبکه را پوشش میدهد. من در سال 1998 حتی قادر به تصور این موضوع هم نبودم.
همچنین تصور میکنم که مناطق محروم و روستایی صاحب شبکههایی با پهنای باند مناسبی خواهند شد. دستگاههای بیسیم قیمتهای پایینتری پیدا کرده و دارای قابلیتهای بیشتری خواهند شد. امکان استفاده از نیروی خورشیدی و باد در فواصل ارتباطی طولانی فراهم خواهد شد و این امر، امکان توسعه و گسترش را تسهیل خواهد کرد.
در نپال، یک معلم برای این که دانشآموزانش مجبور نباشند هر روز مسیر دو ساعته منزل تا مدرسه را طی کنند، از شبکه بیسیم بهره گرفته بود. اما امروزه از همان شبکه برای ارتباطات نقاط مختلف روستایی استفاده میشود. امروزه آنها کافینت دارند و حتی قادر به استفاده از VoIP برای برقراری تماسهای داخلی و بینالمللی خود هستند. حتی کشاورزان محلی هم بهراحتی میتوانند از قیمتهای لحظهای محصولات خود در بازارهای دیگر مطلع شوند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|